تولد مامان خاطره . . .
قند عسل مامان میخوام خاطره ی تولد امسالم رو که دو نفره با شما برگزار شد برات بنویسم راستش امسال برای من این روز با سال های قبل خیلی متفاوت بود, به دلایل مختلف که تک تکش رو برات میگم جوجوی من اول از همه بخاطر حضور شما فسقلیه قلقلیه مامان که برام خیلی لذت بخشه عزیزم هرچند که یکم منو نگران میکنه و بار مسئولیت سنگینی رو روی دوشم احساس میکنم ولی واقعا از خدا ممنونم حتما حکمتی داشته که الان و توی این سن و شرایط تو رو به ما داده قربونت برم پنجشنبه یعنی 92/5/10 عمه سحری مهربون ما رو برای افطار دعوت کرد, بنده خدا با کلی زحمت یه عالمه خوراکی خوشمزه وبخصوص قرمه سبزی معرکه ای برای شام درست کرده بود البته بابا عباس و عمو بهزاد هم بودن عزیزم! بعد از...
نویسنده :
مامان خاطره
22:52







